مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
278
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
گفتند : اگر امكان آن دارى كه بوسيلهء مدد آسمانى ما را از اقطار زمين كه در تصرّف ما است ، برانى ما راه استمداد بر خود بگشاى ؛ تا ما قوّت خود بنمائيم ؛ و تو قدرت خود بنماى . نوح - ع - از اصرار ايشان بىقرار گشت . دواعى طلب دمار از باطن افكار او در حركت آمد . از طرف قوم : استعداد قبول عذاب از جهت استبداد ايشان « 75 » به تمام رسيد ؛ و از طرف نوح : داعيهء استمداد بنظام انجاميد . و از طرف حق ، حكم انتقام قوام يافت . نوح بر در دعا نشست ؛ و تير « رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً » « 76 » از شست نشست او بجست ؛ گفت : اى قهّارى كه كمند قهرت سركشان عالم عجب و تكبّر را از پاى درآورد ، صحن سراى اقاليم سبعه را از لوث خبث اين بىباكان ناپاك به فيضان آب قدرت و قهر خويش پاك كرد آن . قهّار جبّار ابر مدرار را - كه گرد دواير افلاك مىگشتند - فرمان داد كه هر قطرهء آبى - كه از منابع و بحار برداشته آيد - بهيكبار بباريد ؛ به معول قدرت ، صخرهء صمّاء زمين را - كه جوهر سيّال رطب آب در صميم اجزاء خود جاى داده پاره پاره گردانيد . تا آب زمين و آسمان ، ايشان را در ميان گيرد . « حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ » « 77 » نشان ميقات موعود آن عذاب آمد . جبرئيل به امر جليل ، نوح را به ساختن كشتى و پرداختن اهل خويش به آن ، امر و تعليم فرمود ؛ تا بسبب آن از تلاطم امواج در ضمان امان مانند . قصّهء ساختن كشتى ، و در آمدن اهل ، و آنكه اهل او بودند ، و چگونه خلاص يافتند ، و هلاكت قوم نوح ، كه بر چه نمط بود ؟ دراز است و مقام اطناب
--> ( 75 ) - ن : از جهت استيذاء ايشان ( ت ) . ( 76 ) - ق ( س 71 - 26 ) رب . ( 77 ) - ق ( س 11 - 40 ) حتى .